از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده میشوند، برخی بزرگی را به دست می آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان میاندازند... ویلیام شکسپیر
*
*
* آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد.... ویلیام شکسپیر
*
*
*
* خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای... ویلیام شکسپیر
*
*
* صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند... ویلیام شکسپیر
*
*
* به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه میداند... ویلیام شکسپیر
*
*
* اگر کلمات نایاب شوند، بهندرت بیهوده مصرف میشوند... ویلیام شکسپیر
*
*
* با خنده و شادی، نگذار چین و چروکهای پیری از راه برسند... ویلیام شکسپیر
*
*
* ترسو قبل از مرگش بارها میمیرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را میچشد... ویلیام شکسپیر
*
*
* عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا... ویلیام شکسپیر
*
*
* موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند...! ویلیام شکسپیر
*
*
* چرخ فلک، قایقهایی را به حرکت در میآورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است... ویلیام شکسپیر
*
*
* زندگی داستانی است که یک ابله تعریف میکند؛ پر از غوغا و هیاهو اما نامفهوم... ویلیام شکسپیر
*
*
* زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند... ویلیام شکسپیر
*
*
* اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرمترین روح زمینم... ویلیام شکسپیر
*
*
* چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری... ویلیام شکسپیر
*
*
* مگر پرتو شمع تا کجا میرسد؛ مرگ خوب هم در این دنیای حرف نشنو همین قدر میدرخشد... ویلیام شکسپیر
*
*
*
*
* اگر توانستی با نگاه به بذرهای زمان بگویی کدام جوانه میزند و کدام نمیزند، بعد با من حرف بزن... ویلیام شکسپیر
*
*
* نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد میسازد... ویلیام شکسپیر
*
*
* زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خوابآلود را میآزارد خستهکننده است... ویلیام شکسپیر
*
*
* مثل امواج که به سوی ماسههای ساحل شتابانند لحظات ماست که برای رسیدن به پایان بیقرارند... ویلیام شکسپیر
*
*
* ای خدا، ای خدا! تا کی اسیر پلیدی [ناشی از] دروغ بمانیم... ویلیام شکسپیر
*
*
* عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست... ویلیام شکسپیر
*
*
* دختران هیچ نمیخواهند جز شوهر و وقتی به دست آوردند همه چیز میخواهند... ویلیام شکسپیر
*
*
* شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد میکند... ویلیام شکسپیر
*
*
* گوشهایت را به همه بسپار اما صدایت را به عدهای معدود... ویلیام شکسپیر
*
*
* ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد... ویلیام شکسپیر
*
*
* وقتی پدر به پسر چیزی میدهد هر دو میخندند؛ وقتی پسر به پدر چیزی میدهد هر دو میگریند... ویلیام شکسپیر
*
*
* وقتی غم میآید، فقط با یک مأمور مخفی نمیآید بلکه با چند لشکر از راه میرسد. ویلیام شکسپیر
*
*
* آهسته و عاقلانه! آنان که تند میدوند سکندری میخورند. ویلیام شکسپیر
*
*
* زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته میشوی. ویلیام شکسپیر
*
*
* یه احمق فکر میکنه عاقله اما یه عاقل میدونه که احمقه. ویلیام شکسپیر
*
*
* خوبی زیادی هم بد از آب درمیاد. ویلیام شکسپیر
*
*
* آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده است، اما آن که نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا می برد که او را غنی نمی کند اما در واقع مرا حقیر می سازد. ویلیام شکسپیر
*
*
* آیا می دانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوش اندامی و سخن گویی و مردانگی و دانشوری و بزرگ منشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر
*
*
* از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر
*
*
* اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست می داشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی می کردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند. ویلیام شکسپیر
*
*
* امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمی کند. ویلیام شکسپیر
*
*
* اندیشه ها، رؤیاها، آه ها، آرزوها و اشک ها از ملازمان جدایی ناپذیر عشق می باشند. ویلیام شکسپیر
*
*
* برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند. ویلیام شکسپیر
*
*
* به دست آور آنچه را که نمی توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی توانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر
*
*
* تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله ای به موقع می تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر
*
*
* جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی دارد. ویلیام شکسپیر
*
*
* چراغ کوچکی در شب، تاریکی را می شکافد و به اطراف نور می دهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست. ویلیام شکسپیر
*
*
* در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر
*
*
* زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب های شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر
*
*
* زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شده است، فضیلت ما وقتی می تواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورد و جنایت های ما وقتی نومید می شود که مورد ستایش فضیلت های ما قرار نگیرد. ویلیام شکسپیر